گلس ، به خصوص از اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 با ساختن اپرا و موسیقی برای تئاتر به طور فزاینده ای به نوشتن موسیقی برای ترکیبهای اجرایی قابل دسترس مانند کوارتت زهی و ارکستر سمفونیک پرداخت و در واقع به سمت ریشه های ادبی دوران تحصیل خود بازگشت.

با این جهت گیری، آثار مجلسی و ارکسترال او نیز بیشتر و بیشتر به سمت سبکهای سنتی و تغزلی متمایل میشد. گاهی او در آثارش از عناصر موسیقی قدیمی چون باروک و رومانتیک یا از فرمهایی چون شاکون(Chaconne قطعه موسیقی رقص در ضرب سه چهارم با مجموعه ای از واریاسیونهایی که بر روی زمینه باس یکنواخت اجرا میشوند) نیز بهره میبرد. اما میتوان گفت که در همه این آثار سبک بسیار خاص خود را حفظ میکرد.

مجموعه ای از آثار ارکسترال گلس که اصلا برای اجرا در کنسرت هال تنظیم شده بود با یک کنسرتو ویولون نئو- باروک در سه موومان آغاز میشود. در 1992، این کنسرتو توسط گیدون کریمر (Gidon Kremer ویولونیست و رهبر ارکستر لاتویایی متولد 1947) و ارکستر فیلارمونیک وین اجرا شد.

این تمایل به موسیقی ارکسترال با سه گانه سمفونی سیبلین (Sibelian 1987-1989) به سفارش اپرای مترو پولیتن و دو سمفونی در سه موومان به نامهای Low در 1992 و سمفونی شماره دو در 1994، ادامه یافت.

گلس سمفونی شماره دو را تمرینی در پولی تونال میداند و موسیقی هونه گر (Honegger)، میلو (Milhaud) و ویلا لوبوس (Villa-Lobos) را به عنوان الگوی احتمالی کار خود معرفی میکند، اما آوای غم افزا و نا موزون این قطعه حتا از سمفونیهای شوستاکوویچ (Shostakovich 1975 -1906 آهنگساز روس) نیز بسیار مهیج تر است.

در همین زمان، دو قطعه آخر از مجموعه پنج کوارتت زهی که در طی سالهای 1989 تا 91 برای کوارتت کرونوس (Kronos Quartet) نوشته بود و همچنین قطعه Music از The Screens، وجه دیگری از تواناییهای گلس را به نمایش میگذارند.

موسیقی The Screens موسیقی تئاتری است که حاصل همکاری با موسیقیدان گامبیایی فودای موسا ساسو (Foday Musa Saso) و به کارگردانی جوآن آکالایتیس (Joanne Akalaitis همسر اول گلس) است.

گذشته ار تاثیرات ساسو، بافت موسیقایی این قطعه به طور مبهمی یادآور موسیقی مجلسی دوران کلاسیک است که میتوان در آن نشانه هایی از باخ ، دبوسی و راول را مشاهده نمود.

با سمفونی شماره 3 در سال 1995، که توسط ارکستر مجلسی اشتوتگارت Stuttgart Chamber Orchestra سفارش داده شده بود، سبکی شفافتر و پالوده تر در موسیقی مجلسی به وجود آمد. در چهار موومان این سمفونی، گلس با مجموعه ای از 19 ساز زهی، مانند یک مجموعه کامل ارکستر مجلسی رفتار میکند و به نظر میرسد که نظر فراوانی به موسیقی کلاسیک اولیه و همچنین نئو کلاسیسم داشته است.

به خصوص موومان دوم بسیار آزادتر از هر اثر دیگر گلس از 1966 به بعد است، گلس در موومان سوم مجددا قالب شاکون را به عنوان ابزار اصلی خود مورد استفاده قرار داده و با سازهای زهی، بافت گیرایی ایجاد کرده است. قطعه همراه با این سمفونی یک کنسرتوی دیگر است که توسط کوارتت ساکسوفون راشر (Raschér) سفارش داده شده بود و احتمالا با الهام از گروه شش نفره( Les Six 1920) و موتزارت ساخته شده بود.


فیلیپ گلس (Philip Glass)



منبع:
http://ahang-bikalam.blogsky.com