در کنار مقالاتی که درباره آنجلوپولُس نوشته شده، کتاب ولفارم ایشوته (Wolfram Schütte) و یاداشتهای ویلیام فائوکنر (Faukner) به ما یاد آوری می کنند که گذشته هیچگاه نمیمیرد و حتی نمی گذرد. بارها بازگشته به گذشته، در فرهنگ یونان بیش از هر جای دیگری دیده می شود و هنرمند یونانی به ندرت می تواند از آن بگذرد. همانند جرج سفریس (George Seferis) شاعر محبوب النی کارایندرو که یکبار گفته است: "یونان فرایندی متداوم است." تاثیر گذشته یونان در خود کارایندرو بسیار وسیع است.

کارایندرو، دارای فوق لیسانس تاریخ و باستان شناسی است. در زمینه تئاتر، با اصول معاصر نمایشنامه نویسی آشنا است و آهنگهایی نیز برای آن ساخته، همانند: آریتوفنس (Aristophanes). دانش اتنوموزیکولوژی او و همکاریش با رادیو، توانایی آن را به او داده تا بتواند سازهای گذشته و فرمهای خوانندگی را دوباره شکوفا کند و سنت یونانی نیز از طریق سازهایی همانند دالسیمر (نوعی سنتور) و کلارینت، تا حدی در موسیقی او وجود دارد، .

در واقع کارایندرو برای موسیقی سنتی یونان آنقدر احترام زیادی قائل است که آن را کاملا رها نمیکند، به همین خاطر از سازهای سنتی استفاده می کند اما به روشی غیر سنتی. او میگوید:"گاهی سنتور نقش پیانو را ایفا می کند یا بلعکس. من موسیقی سنتی را با مفاهیم خود قاطی نمی کنم، بعضی از اصوات این سازها قابلیت استفاده را دارند چراکه همیشه در زندگی من به صدا در آمده اند، من از آنها در جهت به تصویر کشیدن ذهنیات خود استفاده می کنم. علاقه من به موسیقی سنتی و کار من به عنوان آهنگساز دو مقوله متفاوت است.

او می افزاید: "فقط یک بار آنها را با هم ادقام کردم: یک فلوت نواز کولی بداهه نواز فوق العاده ای را می شناختم، سعی کردم او را در کار خود وارد کنم. به مدت 4 شبانه روز، او خود را در جایی حبس کرد تا بتواند آنچه را که من نوشته بودم بنوازد. این کار بسیار مرا غم زده کرد، احساس کردم پرنده ای زیبا را در قفسی زندانی کرده ام! در موسیقی خود، او نوازنده ای کاملا آزاد و مسلط بود؛ گفتم: بس است! دیگر این کار را نخواهم کرد".

کار کردن با جان گاربارک (Jan Garbarek) متفاوت بود، النی کارایندرو اثر این ساکسیفون نواز نروژی را در آلبوم 1977 به نام "مکانه"ا (Places) برای اولین بار شنید و توانست ارتباط بسیار قوی با آن برقرار کند. کارایندرو میگوید:"زمانی که قطعه "انعکاسها" (Reflections) را شنیدم احساس کردم که چیزی بسیار نزدیک به حس خودم و کشورم پیدا کرده ام. طعم بسیار قوی از مناطق بالکان و این زمانی بود که قطعه ای برای زنبوردار نوشتم، در این زمان دریافتم که تنها جان گاربارک قادر است آن حس لازم را خلق کند. او میتوانست آهنگی را به راحتی بنوازد، بدون هیچگونه مهارت در موسیقی سنتی می توانست کاملا آنچه را که باید، منتقل کند. نکته ای معروف از گاربارک نقل شده است که گفته: "می توانید بگوئید که من در محله ای معنوی زندگی می کنم که در واقع شامل تمام مناطق جغرافیایی جهان می شود!"

مفاهیم مشخص در آثار کارایندرو با مجموعه ای که مانفرد ایچر (Manfred Eicher) از آثار او جمع آوری کرده، مشخص شده است البته نه آنکه تمام آثار او حاوی موسیقی ملایم و به نوعی عزادار باشد!

ایچر (Eicher) می گوید: "آنجلوپولُس به همه چیز در سکوت می نگرد. وجود زمان، صحنه های طولانی از جرج آروانتیتیس (Giorgos Arvantitis) تاثیر گذار بود. من آثار او را دیدم و در شگفت بودم که آیا امکان خلق موسیقی وجود دارد تا قابل مقایسه با فیلمهای این کارگردان باشد؟ زمانی که فیلمهای او را در دهه 1980 دنبال کردم از وجود موسیقی النی کارایندرو مطلع شدم."

کارایندرو نقش بسیار مهمی در آثار آنجلوپولُس ایفا می کند. منتقدی در روزنامه یونانی آواگی (Avgi) نوشته است: "کارایندرو به ما تغییر در رویا را نشان داده." در مقاله ای کوتاه در باره موسیقی فیلم نوشته است: "زمانی به خاطر می سپاریم که در خواب و رویا حس مسئولیت داشته باشیم." تخیل کارایندرو به او کمک کرده تا تصورات آنجلوپولُس، کریستوفیس و اکسانتوپولوس، را در موسیقی بنشاند؛ او ما را از خواب بیدار می کند تا به نمای طبیعت، نمای دریا و نمای جان در این دنیای مدرن یونانی، به او بپیوندیم. برای کارایندرو بهانه ای برای فرار وجود ندارد. جرج سفریس بارها گفته است: " یونان به من زخم می زند."

"زمانی که می نویسی
جوهر رو به خشکی می رود
اما دریا اوج می گیرد"
جرج سفریس


النی کارایندرو (Eleni Karaindrou)